سفرنامه اسپانیا

سفری خاطره انگیز و فراموش نشدنی به سرزمین ماتادورها

روزی که خودم را برای سفر به اسپانیا آماده کردم نمی دانستم با چه فرهنگی، با چه مردمی و چه آداب و رسومی رو به رو خواهم شد. برای همین علاقه مندم خاطرات سفرم به اسپانیا را با شما به اشتراک بگذارم تا با یک دید روشن تر سفر خودتان را آغاز کنید. برای سفر به این کشور رویایی شک داشتم کدام شهر را انتخاب کنم ولی دل را به دریا زده و بارسلونا را مقصد سفر خودم در نظر گرفتم. شهری افسانه ای که همیشه رویای رفتن به آن همراه من بود. روزی که هواپیمای من به مقصد اسپانیا در فرودگاه این شهر سرسبز و جذاب قاره اروپا به زمین نشست هیجان و خوشحالی من غیر قابل وصف بود. فرودگاه بارسلونا معروف به فرودگاه ال پارت یکی از جذاب ترین دیدنی هایی بود که در قدم اول خود در تور اسپانیا توانستم ببینم. کافه ها و رستوران های این فرودگاه بسیار شیک و لوکس بودند و مکانی دنج و آرام برای گذران وقت و اندکی استراحت محسوب می شدند ولی از آنجایی که قصد داشتم از مدت زمان اقامتم در بارسلونا نهایت استفاده را ببرم ترجیح دادم فقط نظاره گر این زیبایی ها بوده و هر چه زودتر به محل اقامت خود بروم.

ال پارت در ۱۲ کیلومتری مرکز شهر اسپانیا قرار گرفته و برای رسیدن به شهر می توان از راه های مختلفی مانند مترو، اتوبوس های اکسپرس و تاکسی استفاده کرد. من برای این منظور اتوبوس را انتخاب کرده و در مدت زمانی کوتاه توانستم خود را به مرکز شهر برسانم. من برای اقامت در بارسلونا چیزهای مهمی مد نظرم بود. اول نزدیکی به جاذبه ها و دیدنی های این شهر رویایی، بعد از آن امکاناتی که می توانم به وسیله آن ها رفاه و آسایش خوبی در مدت اقامتم داشته باشم و در نهایت هزینه ای که باید برای اقامتم پرداخت کنم. هاستل جنریتور مکانی بود که تمامی خواسته های من را در خود گنجانده بود. قرار گرفتن آن در مرکز شهر و نزدیکی آن به ایستگاه مترو می توانست آرامش من را در مدت سفرم تضمین کند. از طرفی نزدیکی به سواحل زیبای بارسلونا نیز از دیگر ویژگی های این هاستل فوق العاده تمیز با کارکنانی مهربان و خوش برخورد بود. به محض رسیدن به محل اقامتم کوله پشتی خودم را که تنها بار سفرم بود در اتاق گذاشته و سفر هیجان انگیز خود را شروع کردم.

بیشتر بخوانید:   در استانبول چه غذایی بخوریم؟

سفرنامه اسپانیا

ساگرادا فامیلیا یکی از جاذبه های مورد علاقه من که منظره آن در هاستل محل اقامتم توجه من را به سمت خود جلب کرده بود را به عنوان اولین هدف گردشگری خود انتخاب کردم. یکی از نمادهای شهر بارسلونا و یکی از معروف ترین بناهای آنتونی گائودی که جلوه بسیار زیبایی به بارسلونا داده است.  وقتی به این کلیسای افسانه ای رسیدم تا چند دقیقه فقط محو تماشای منظره ای بودم که در پیش روی من قرار گرفته بود و ناخودآگاه در ذهن خودم گائودی را تحسین می کردم که ایده ای به این حد از جذابیت و خلاقیت به ذهنش رسیده است. اوج شکوه و عظمت را توانستم در ساگرادا فامیلیا مشاهده کنم. با پرداخت هزینه ای اندک قدم در داخل این کلیسای رویایی گذاشتم. باورم نمی شد این حجم از زیبایی و جذابیت در یک بنا چگونه گنجانده شده است. وقتی سرم را بالا گرفتم و سقف این کلیسا به همراه جزئیات فوق العاده اش و نوری که از شیشه های رنگی آن به درون کلیسا می تابید را دیدم مسحور این منظره فوق العاده شدم و دوست داشتم زمان بایستد و تا جایی که می توانم از این لحظات استفاده کنم. از برج کلیسا هم توانستم دورنمای خارق العاده ای را از شهر مشاهده کنم.

وقتی با تمام وجودم از تک تک لحظاتم در ساگرادا فامیلیا لذت بردم با دلتنگی شدیدی ساحل بارسلونا را در پیش گرفتم. ساحل بوگاتل جایی بود که برای قدم زدن در هنگام غروب خورشید انتخاب کردم. غروب آفتابی که در این ساحل زیبای بارسلونا دیدم جز زیباترین مناظری است که تاکنون پیش چشمان من قرار گرفته اند و هیچ گاه آن را فراموش نخواهم کرد. این ساحل یکی از امن ترین سواحل بارسلون محسوب می شود. بعد از پیاده روی شبانه به هاستل محل اقامتم برگشتم تا خودم را برای فردا و روزی پر از دیدنی ها آماده کنم.

بیشتر بخوانید:   بهترین های بارسلون...

سفرنامه اسپانیا

فردای رسیدنم به بارسلونا خیابان لارامبلا اولین جایی بود که برای دیدن انتخاب کردم. فضای شاد و سرزنده آن شور و شوقی وصف نشدنی به همراه داشت. خیابانی پر از درختان سر به فلک کشیده، گل فروشی ها، هنرمندان خیابانی و گردشگرانی از سرتاسر دنیا که جذابیت خارق العاده ای به این پیاده روی رویایی شهر بارسلونا بخشیده اند. بار لوبو مکانی بود که من برای اندکی استراحت انتخاب کردم. ظاهر زیبا و ساده این کافه من را برای رفتن به آن به شدت ترغیب کرد. قهوه اسپرسو همراه با نان کروسان سفارش من بود که طعمی بسیار لذیذ و فراموش نشدنی داشت.

بعد از گشت و گذاری طولانی در خیابان لارامبلا بازدید از موزه‌ هنر ملی کاتالونیا را برای ادامه روز در نظر گرفتم. منظره دیدنی این موزه و فواره ها و فضای سبز ورودی آن برای تازه شدن روح کافیست. حوض ها و آب نماهای بسیار زیبای آن در نوع خود بسیار جذاب و منحصر به فرد بودند. از معماری زیبای آن که هر چه بگویم کم گفته ام. قصری با عظمت و پر شکوه با ستون های بلند که چشم ها را خیره خود می کند. در میان آثار شگفت انگیزی که در این موزه قرار دارند می توان به پرتره پدرم یکی از اولین کارهای سالوادور دالی اشاره کرد. از دیدن آثاری که در این مجموعه قرار گرفته اند بی نهایت هیجان زده و غافلگیر شدم.

سفر به اسپانیا

پارک گوئل آخرین مکانی بود که برای بازدید در بارسلونا انتخاب کردم. رد پای گائودی در این باغ تماشایی و جذاب کاملا احساس می شد. اژدهای خوش آمد گویی در بالای پلکان ورودی پارک قرار گرفته و پوشیده شده از خرده موزائیک های رنگی  بود که سمبل اژدهای کشته شده به دست سنت جورج است. پارک به حدی بزرگ و دیدنی بود که مدت زمان زیادی را برای گشتن در آن اختصاص دادم. استفاده از رنگ های متنوع و اشکال منحنی بر جذابیت این پارک افزوده اند و در معماری بناهای این پارک هیچ خط راستی دیده نمی شود. ساختار سنگی بناها و سرامیک های رنگی و جذاب، مشخصه گیرای پارک گوئل به شمار می روند. پارک روی تپه ای در بالای شهر قرار گرفته و غروب آن تماشایی تر از چیزی بود که در تصورتان جای بگیرد. دلتنگی حسی بود که در این غروب زیبا من را همراهی می کرد. دل کندن از این شهر رویایی و پر از جاذبه های دیدنی و لذت بخش کار آسانی نبود. گویی بخشی از روح من در این بناها جای گرفته بودند. قدم زدن در روزهای پر از افتخار تاریخ چیزی بود که در سفر به بارسلونای افسانه ای با من همراه شد. شهری که تک تک قدم هایی که در آن زدم یادگاری از بهترین سفر من خواهند بود.

بیشتر بخوانید:   سفر به زیباترین سواحل مادرید، اسپانیا